غزل · اِ لیـــار (جبار محمدی )
صاحب جمال
1
وه! که روبند گل از شرم جمال تو بود
رنگ رخسار دل از رنگ خیال تو بود
2
گل به اذن تو هویدا شد و آن پرده درید
چون بدانست جمالش ز جمال تو بود
3
ساز و هر نغمه ی بلبل، ز هوای کرمت
برسر شاخ گل اندر پی خال تو بود
4
این شمایل که دل از عالم والا بگرفت
گوهری بی بدل از حقه ی مال تو بود
5
رستم جانم اگر هیبت مردانه گرفت
یال وکوپال وی از جوهر زال تو بود
6
آسمان دلم از یاد تو بی رنگ و غم است
این همه صافی از آن رنگ زلال تو بود
7
خرقه ی نیکی اگر صالح وارسته ببرد
تار این پیرهن از پود خصال تو بود
8
بس که بارد زکلامت گهر مهر و صفا
گوش الیار به قرآن پی قال تو بود