کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

اشارت جانان

1

مرا اشارت جانان به راه کا م آورد

دلم به عنبر مویش به کام دام آورد

2

کشیدم او به پی اش سوی مکتبی از عشق

به عشوه ای لب جان، برشراب جام آورد

3

فراغتی ز فروغش به چنگ جان افتاد

دلم به دست خود از دامن حطام آورد

4

دلم به پیچ و خم دهر بس پریشان بود

به شکری زلبش، دل به انسجام آورد

5

دلم زپرده ی ظلمت نشانه بیرون برد

چو آفتاب خود اندر دلم به بام آورد

6

نشانه ای نبد اندر زمانه از نامم

مرا به خلعت عشقش به مهد نام آورد

7

چه ها کشید دل اندر درون جان؛ الیار!

دمی که باد صبا از برش، پیام آورد

متن شعر کپی شد.