کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

رشته عشق

1

تقدیر جان مرا حق نوشته است

از خاک و شبنم عشقم سرشته است

2

هر دل که بگذرد او از مسیر عشق

داند به درگه حق، عشق، رشته است

3

این رشته می بردم تا به بام عرش

برمسندی که نه جای فرشته است

4

بس گل دروده دراین ره، هزار جان

از مزرعی که در آن، بذر، کشته است

5

اندر منای جمالش بدیده ام

بس کشته ای که از آن کشته، پشته است

6

آورده از چه ظلمت، دلم برون

این دل ز شادیش، از جان گذشته است

7

گر دل ز مرز جفایش، گذر کند

دانم به تیغ غم عشق، کشته است

8

گریم بر آن دل بی بهره از غمش

آن کاو که صید کمندش نگشته است

9

الیار! از آن، بنریزد غم از دلت

کایزد تو را به چنین غم، بهشته است

متن شعر کپی شد.