غزل · اِ لیـــار (جبار محمدی )
ایران زمین
1
من ایران زمینم مه تاجداران
به دوران کتاب کهن روزگاران
2
به دل دارم از قعر دوران نشانی
ز حق جوئی وغیرت جان نثاران
3
به خود بالم از پرچم مردمانم
نشانی به دل دارد از تک سواران
4
گهی دست رستم گهی دست آرش
هم آغشته بر خون آن سربداران
5
به کیوان و کیهان درخشان درفشی
کزو گشته روشن دل دوستداران
6
من ایرانی ام دل سپردم به دستت
تو را زیبد آن برگ زرین نگاران
7
تو بر تارک این جهان تابناکی
نشاید تو را تیرگی از غباران
8
تو را وصف نام ار کنم من جهانی
نگفتم به دفتر یکی از هزاران
9
برت یازد ار، دشمنی دست جورش
کنم پوزه بر خاکش و خوار خواران
10
تو الیار! اگر بر وطن بسته ای دل
به خدمت کن آن را زدل نور باران