غزل · اِ لیـــار (جبار محمدی )
مرغ شهبال
1
مرغ شهبالم ولی محبوس زندان تنم
بهرآزادی به دنیا این همه جان می کنم
2
من به دنیا گفته ام هیهات اگر سرخم کنم
گر نبودی حکم او، می کندم این پیراهنم
3
در جها ن و تار و پودش من خدا را دیده ام
هم بر آنم بند او پیوسته باشد گردنم
4
در گلستان وصالش می نشینم تا ابد
تا نباشد دام شیطان از برای گلخنم
5
این جهان باشد بنایی بر سر آب روان
می نیالایم خودم را تا نچسبد دامنم
6
دست تقدیرت خدایا! می نوازد تار حق
می سپارم گوش جان از هر در و هر روزنم
7
باغ رضوان تو را می جویم اندر این جهان
تا که سازد توش جان وآخرت را گلشنم
8
گر هوای کوی جانان باشدم سودای سر
می رهم از قید تعلیق و جفای دشمنم
9
تا که دست اندازم اندر حلقه ی قرب خدا
گوید این الیار حیران این چنین پر می زنم