کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

بلائی

1

من ز روز خلقت آدم بلائی گشته ام

با حسین از کربلا من کربلائی گشته ام

2

خون هابیلم به دامن، تیغ حق اندر کفم

فرق سرآغشته بر خونم، طلائی گشته ام

3

درصف یکتا پرستان، همره هابیل و نوح

هم به قرآن و ید بیضا، جلائی گشته ام

4

هان! علمدار صف آزادگان باشد حسین

من ز رنگ خون او، سرخ و سمائی گشته ام

5

من سوار کشتی حقم، حسینش ناخدا

در میان موجی ازخون، ماورائی گشته ام

6

ازتبار ایل حقم ز آن شدم الیار آن

جان فشانم راه حق را، زآن خدائی گشته ام

متن شعر کپی شد.