غزل · اِ لیـــار (جبار محمدی )
شور قیامت
1
عشق تو اندر دل من جا گرفت
شور قیامت همه بالا گرفت
2
جذبه ی جان پرورت آمد شبی
جان مرا صورت زیبا گرفت
3
جان من از خستگی افتاده بود
بار دگر از دم تو پا گرفت
4
در صف غمدیده ی دلدادگان
نام من از دست تو امضا گرفت
5
جان من از تیغ نگاهت بخست
مرهمی از چشم فریبا گرفت
6
کندمش آن جامه ی ژولیده را
جان زکفت اطلس دیبا گرفت
7
دست دلم وا شد از این قید چون
مشعله از گنبد مینا گرفت
8
پردگیان هلهله بر هم زدند
پرده ی جانم همه غوغا گرفت
9
دست عنایت سر الیار نه
کز غم عشقت کمرش تا گرفت