غزل · اِ لیـــار (جبار محمدی )
از در مرانم
1
توای ماه مهان! از در مرانم
توشاهی بر جهان از در مرانم
2
تو را بگزیده ام از جان و از دل
زخیل دلبران از در مرانم
3
من آن رنجور دورانم حبیبا
تو یاری مهربان از در مرانم
4
غریبی خسته و سودائی ام من
شبی کن میهمان از در مرانم
5
دلی آورده ام بر کوی رویت
مرا کن امتحان از در مرانم
6
شرابم ده از آن بحر نگاهت
مدام و هر زمان از در مرانم
7
دلم را با خدنگ نرگسانت
به یک دم کن نشان از در مرانم
8
زعشقت داغی اندر جان من نه
گل ابرو کمان! از در مرانم
9
تویی آن کعبه ی روی نمازم
مرا سویت بخوان از در مرانم
10
نسیم گیسوانت هر زمانی
کند دل را جوان از در مرانم
11
سرم بسپرده ام بر آستانت
مرا از خود بدان از در مرانم
12
دل الیار اگر از در برانی
کند داد و فغان از در مرانم