کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شهره آسمانی

1

شهره ی آسمانی گم شده درزمین منم

در صف عاشقان او چهره ی برترین منم

2

برده فرشتگان همه سجده به امر حق براو

وآنکه بدو خلافتش داده در این زمین منم

3

آنکه در آفرینشش، گفته خدای لامکان

بر خود وآفریده اش، به به و آفرین منم

4

نیکم اگر به بند او سربنهم زبندگی

ورنه سری هوائی ام، آفت داد و دین منم

5

آنکه رجیم درگهش کرده بر او کمین و هم

تا به قیامتش براو برده کمان کین منم

6

داده خدای حق مرا، گوهر عشق و معرفت

گرنه دلی بیاورم، گمره دل حزین منم

7

شربت وصل اخروی، لذت هجر دنیوی

معرفتی بیابم ار، صاحب آن و این منم

8

کل جماد و جان وگل، مومن ودر ستایشش

جمله زخیل حامدان، افسر مومنین منم

9

از در اختیار اگر، ره نبرم به کوی او

در ستمی بزرگم و اسفل سافلین منم

10

سر زملک بر آورم، گر شوم از مقربون

می شوم از بهشتیان، خالد آن برین منم

11

او شده خالق جهان صاحب کون و هر مکان

حاصل جبر و اختیار آمده بر جبین منم

12

گر بود الیار! تو را دست عنایتی به سر

ره بود ادعا کنی، بر گهرش امین منم

متن شعر کپی شد.