غزل · اِ لیـــار (جبار محمدی )
گوهر کمیاب
1
مرا در عشق خود بی تاب گردان
بری از خورد و نام و خواب گردان
2
غزل در سینه ام جوشد برایت
دلم را از غزل پر آب گردان
3
رهم ده در حریم بارگاهت
مرید حلقه ی احباب گردان
4
دلم را گوهری از کان خود ده
امین گوهر کمیاب گردان
5
تکانی ده، دلم ریزد غبارش
مهیا بر شراب ناب گردان
6
تو بشکاف اندرونم هسته ی عقل
مرا جزو اولوالالباب گردان
7
من از شهد لبانت می بنوشم
مرا زآن شهد لب سیراب گردان
8
تو آن سر حلقه ی عشقی در عالم
مرا در حلقه ات سیماب گردان
9
بزن شلاق درد اشتیاقم
روان از دیده ام خوناب گردان
10
تو را باشد چهی اندر زنخدان
دلم را در چهت پرتاب گردان
11
تو را زلفی بود پرچین و پرتاب
دلم را صید آن پرتاب گردان
12
تو دست رستم از خنجر بگردان
رهایش از غم سهراب گردان
13
دل الیار را در جوی مویت
به قابی برده و بی قاب گردان