کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

پیمانه کرامت

1

در کوی عشق جانان، کردم شبی اقامت

دیدم چه جلوه هایی! در آستان و قامت

2

باحسن بی مثالش، با جلوه ای ز خالش

در دل فکند شوری، چون شورش قیامت

3

تا پر کند دلم را، از شور ناب هستی

می زد به دست مهرش، پیمانه ی کرامت

4

از سوی کوی رحمت، می گسترد نسیمی

گاهی ز عمق جانها، گه پرده ی امامت

5

آید فروغی از نو، دل بندی ار به رویش

اوضاع عالم ار شد، گردونه ی وخامت

6

هر کاو نباشد او را، رغبت به عشق و مستی

در سلک مهرورزان، گیرد ره ملامت

7

اندر هوای عشقش راه خطر گزیدم

هرگز نشاید آنجا، جویم ره سلامت

8

گویم که عشق اگر شد تنها گناه جانم

می بازم این سرم را، از بابت غرامت

9

الیار اگر دلش را، در دامنش رهاند

هرگز نگیرد او را، گرد غم و ندامت

متن شعر کپی شد.