کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

محمد (ص)

1

زمانه را نفسی تازه از حجاز آمد

به قبله گاه جهانی چو سرو ناز آمد

2

چو لاشه ای شده بود این جهان در ظلمت

تو گوئیا به تنش روح رفته باز آمد

3

به گرد شب همه بت های شب پرستان بود

برای چیدن بت ها به حرص و آز آمد

4

شبی که خلوت خوبان به گرد مه بد بود

به غمزه ای ز مه مهتران مجاز آمد

5

به نور حکمت و تدبیر آسمانی او

اساس بتکده اندر نظر مجاز آمد

6

به سنگ خوبی احمد پلیدی ابلیس

به پای چوب ترازو چه همتراز آمد

7

هر آنکه دعوت او را ز جان و دل بخرید

به تاج نصرت ایزد چه سرفراز آمد

8

به بام هستی عالم نهاد پای وجود

هر آنکه عشق محمد بر او جواز آمد

9

به باغ معرفت عترت محمد چون

برفت مرغ دلم، بر فراز غاز آمد

10

چه رتبتی به از اینت، که جان تو الیار!

به درگه شه محمود دین ایاز آمد

متن شعر کپی شد.