کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

در دامن دریای عشق

1

نغمه ی سازش مرا از عالم رویا گرفت

در خیالش این دلم با جام عشقی پا گرفت

2

از نیازی که به نازش در دلم تفسیر شد

بقچه ی دل وا شد و جان را دم غوغا گرفت

3

مصلحت سویی نهاد این دل سر پیمانه شد

گر چه عقلم بارها با او سر دعوا گرفت

4

قطره بود این دل رها در دامن صحرای غم

شد روان با جوی عشقش دامن دریا گرفت

5

آنچنان آسوده شد از قیل و قال د نیوی

همچو طفلی گم که در آغوش مادر جا گرفت

6

خار پوچی ها بسی آزرده بودش د رجهان

در فراق دلبرم با عشق او معنا گرفت

7

تا دل الیار را سنجد سر پیمان عشق

دست تقدیرش ازل از دست او امضا گرفت

متن شعر کپی شد.