غزل · اِ لیـــار (جبار محمدی )
دهقان
1
ای دست تاول بسته! ای دهقانم
پیش آ به رویت بوسه ای بنشانم
2
با کارت این خاک سیه خرم شد
ای ضامن آبادی کیهانم
3
گفتی که زحمت می کشم تا روزی
بر قله ی عزت رسد ایرانم
4
دامانی ا نبوه از محبت داری
گویی که زان بر شخم جان افشانم
5
عمری به جنگ خار و خس بردی دست
دنبال روزی بوده ای؛ می دانم
6
از رقص داس و خرمن سنبل ها
غوغای شادی افتد اندر جانم
7
نانی حلال آورده ای از خرمن
پیچیده بویش دایم اندر خوانم
8
با دست کوشان و دل جوشانت
هم درس همت داده ای هم نانم
9
آرامشی بخشیده ای بر الیار
گوید بر این اکرام تو، حیرانم