کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

کوکبه عدل

1

گر چه از اهل جهان روی نهان ساخته ای

روشن از پرتو خود روی جهان ساخته ای

2

دیدن طلعت تو روی جهان بین خواهد

که جهانی به سوی خود نگران ساخته ای

3

آنچه پیداست به چشم تو نهانست ز ما

و آنچه پنهان بود از ما تو عیان ساخته ای

4

تو چو خورشید پدیدی، ولی از فرط ظهور

رخ نهان از نظر پیر و جوان ساخته ای

5

عالم جم اگر از جنگ تبه گشت چه باک

کز پی صلح تو جا در دل و جان ساخته ای

6

هر کجا کوکبۀ عدل تو پرچم افراشت

عرصۀ مظلمه را مهد امان ساخته ای

7

هادی خلقی و مهدی حق و حجت عصر

وز رخ اهل جهان، روی نهان ساخته ای

8

به ولای تو که فرمان ولایت با تست

بندۀ درگه خود پادشهان ساخته ای

9

هر که شد پیرو تو، پیروی از ظلم نکرد

که زبیداد گرش دادستان ساخته ای

10

صاحب امری و از حکم تو بیرون نبود

آنچه در دایرۀ کون و مکان ساخته ای

11

تو به خود قائم و قائم به تو عالم که جهان

قائم از عدل کران تا به کران ساخته ای

12

حجت بالغۀ عقلی و در روی زمین

پیرو حکم خود اعصار زمان ساخته ای

13

دولت حق طلب ار دولت « سرمد» طلبی

گر بدین سود پی سود و زیان ساخته ای

متن شعر کپی شد.