کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

بخش ۳۸ - قال النبی علیه السلام ارحموا ثلاثا عزیز قوم ذل و غنی قوم افتقر و عالما یلعب به الجهال

1

گفت پیغامبر که رحم آرید بر

جان من کان غنیا فافتقر

2

والذی کان عزیزا فاحتقر

او صفیا عالما بین المضر

3

گفت پیغامبر که با این سه گروه

رحم آرید ار ز سنگید و ز کوه

4

آنک او بعد از رئیسی خوار شد

وآن توانگر هم که بی دینار شد

5

وآن سوم آن عالمی که اندر جهان

مبتلی گردد میان ابلهان

6

زانک از عزت به خواری آمدن

هم چو قطع عضو باشد از بدن

7

عضو گردد مرده کز تن وا برید

نو بریده جنبد اما نی مدید

8

هر که از جام الست او خورد پار

هستش امسال آفت رنج و خمار

9

وآنک چون سگ ز اصل کهدانی بود

کی مرورا حرص سلطانی بود

10

توبه او جوید که کردست او گناه

آه او گوید که گم کردست راه

متن شعر کپی شد.