کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

بخش ۱۰۲ - جواب گفتن خر روباه را کی توکل بهترین کسبهاست کی هر کسبی محتاجست به توکل کی ای خدا این کار مرا راست آر و دعا متضمن توکلست و توکل کسبی است کی به هیچ کسبی دیگر محتاج نیست الی آخره

1

گفت من به از توکل بر ربی

می ندانم در دو عالم مکسبی

2

کسب شکرش را نمی دانم ندید

تا کشد رزق خدا رزق و مزید

3

بحثشان بسیار شد اندر خطاب

مانده گشتند از سوال و از جواب

4

بعد از آن گفتش بدان در مملکه

نهی لا تلقوا بایدی تهلکه

5

صبر در صحرای خشک و سنگ لاخ

احمقی باشد جهان حق فراخ

6

نقل کن زینجا به سوی مرغزار

می چر آنجا سبزه گرد جویبار

7

مرغزاری سبز مانند جنان

سبزه رسته اندر آنجا تا میان

8

خرم آن حیوان که او آنجا شود

اشتر اندر سبزه ناپیدا شود

9

هر طرف در وی یکی چشمه روان

اندرو حیوان مرفه در امان

10

از خری او را نمی گفت ای لعین

تو از آن جایی چرا زاری چنین

11

کو نشاط و فربهی و فر تو

چیست این لاغر تن مضطر تو

12

شرح روضه گر دروغ و زور نیست

پس چرا چشمت ازو مخمور نیست

13

این گدا چشمی و این نادیدگی

از گدایی تست نه از بگلربگی

14

چون ز چشمه آمدی چونی تو خشک

ور تو ناف آهویی کو بوی مشک

15

زانک می گویی و شرحش می کنی

چون نشانی در تو نامد ای سنی

متن شعر کپی شد.