مثنوی · مولوی
بخش ۱۰۹ - در بیان آنک نقض عهد و توبه موجب بلا بود بلک موجب مسخ است چنانک در حق اصحاب سبت و در حق اصحاب مایده عیسی و جعل منهم القرده و الخنازیر و اندرین امت مسخ دل باشد و به قیامت تن را صورت دل دهند نعوذ بالله
1
نقض میثاق و شکست توبه ها
موجب لعنت شود در انتها
2
نقض توبه و عهد آن اصحاب سبت
موجب مسخ آمد و اهلاک و مقت
3
پس خدا آن قوم را بوزینه کرد
چونک عهد حق شکستند از نبرد
4
اندرین امت نبد مسخ بدن
لیک مسخ دل بود ای بوالفطن
5
چون دل بوزینه گردد آن دلش
از دل بوزینه شد خوار آن گلش
6
گر هنر بودی دلش را ز اختبار
خوار کی بودی ز صورت آن حمار
7
آن سگ اصحاب خوش بد سیرتش
هیچ بودش منقصت زان صورتش
8
مسخ ظاهر بود اهل سبت را
تا ببیند خلق ظاهر کبت را
9
از ره سر صد هزاران دگر
گشته از توبه شکستن خوک و خر