کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۴۴ - بوی گل و بانگ مرغ برخاست...

1

بوی گل و بانگ مرغ برخاست

هنگام نشاط و روز صحراست

2

فراش خزان ورق بیفشاند

نقاش صبا چمن بیاراست

3

ما را سر باغ و بوستان نیست

هر جا که تویی تفرج آن جاست

4

گویند نظر به روی خوبان

نهیست نه این نظر که ما راست

5

در روی تو سر صنع بی چون

چون آب در آبگینه پیداست

6

چشم چپ خویشتن برآرم

تا چشم نبیندت بجز راست

7

هر آدمیی که مهر مهرت

در وی نگرفت سنگ خاراست

8

روزی تر و خشک من بسوزد

آتش که به زیر دیگ سوداست

9

نالیدن بی حساب سعدی

گویند خلاف رای داناست

10

از ورطه ما خبر ندارد

آسوده که بر کنار دریاست

متن شعر کپی شد.