کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۷۸ - من با تو نه مرد پنجه بودم...

1

من با تو نه مرد پنجه بودم

افکندم و مردی آزمودم

2

دیدم دل خاص و عام بردی

من نیز دلاوری نمودم

3

در حلقه کارزارم انداخت

آن نیزه که حلقه می ربودم

4

انگشت نمای خلق بودم

و انگشت به هیچ برنسودم

5

عیب دگران نگویم این بار

کاندر حق خویشتن شنودم

6

گفتم که برآرم از تو فریاد

فریاد که نشنوی چه سودم

7

از چشم عنایتم مینداز

کاول به تو چشم برگشودم

8

گر سر برود فدای پایت

مرگ آمدنیست دیر و زودم

9

امروز چنانم از محبت

کآتش به فلک رسید و دودم

10

وان روز که سر برآرم از خاک

مشتاق تو همچنان که بودم

متن شعر کپی شد.