مصرع دوم · شماره 4
تو به عجز اگر شکنی قدم ، نه رهی است پیش و نه رهزنی
شاعربیدل دهلویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
زغرور شمع ورعونتش همه جاست آفت روشنی
# - 2
که چو مو نشسته هزار سر، ته تیغ ، از رک گردنی
# - 3
تب وتاب طاقت فتنه گر، همه را دوانده به دشت و در
# - 4
تو به عجز اگر شکنی قدم ، نه رهی است پیش و نه رهزنی
انتخابشده - 5
دوسه روزگو تپش نفس به هوا زند علم هوس
# - 6
ندویده ربشه ات آنقدرکه رسد به زحمت کندنی
# - 7
چو سحر تلاش گذشتنی ز جهات بایدت آنچنان
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 4 از «غزل شماره ۲۷۵۹ - زغرور شمع ورعونتش همه جاست آفت روشنی...» است.