مصرع دوم · شماره 17
که جز همچون تو نااهلی چو تو دلدار نپسندد
شاعرنصرالله منشیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 14
درگذر زین رباط مردم خوار!
# - 15
اینست داستان متهور بدکردار که جهانیان را مسخر عذاب خود دارد و از وخامت عواقب آن نیندیشد تا بمانند آن مبتلا گردد، آنگاه وجه صواب و طریق رشاد اندران بشناسد، چنانکه شیر دل از خون خوردن و خون ریختن بر نداشت تا هر دو جگر گوشه خود را بیک صفقه بر روی زمین پوست باز کرده ندید، و چون این تجربت حاصل آمد از این عالم غدار اعراض نمود و بیش بنمایش بی اصل او التفات جایز نشمرد و گفت:
# - 16
هرانک او در تو دل بندد همی بر خویشتن خندد
# - 17
که جز همچون تو نااهلی چو تو دلدار نپسندد
انتخابشده - 18
اگر نو کیسه عشقی را بدست آری تو، از شوخی
# - 19
قباها کز تو بردوزد کمرها کز تو بربندد !
# - 20
و گر خود تو نه ای، جانی، چنان بستانم از تو دل
#