مصرع نخست · شماره 81یکی بر رخ از زلف بگشوده تابشاعرقاآنیاثرمثنویقالبمثنویدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.78یکی را سر نیزه بالای پشت#79یکی ژاله پاشید بر لاله برگ#80یکی خسته عناب را از تگرگ#81یکی بر رخ از زلف بگشوده تابانتخابشده82چو دود پراکنده بر آفتاب#83ولی این همه زجر بی اجر نیست#84که زخمی که جانان زند زجر نیست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 81 از «مثنوی» است.سطر پیشینیکی خسته عناب را از تگرگ→سطر بعدیچو دود پراکنده بر آفتاب←