مصرع دوم · شماره 8که یکی لحظه در شبانروزیشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.5پیر وی مر ورا جواب بداد#6شربت وی هم از کتاب بداد#7گفت ظالم کسیست بدروزی#8که یکی لحظه در شبانروزیانتخابشده9کند از غافلی فراموشش#10نبود بنده حلقه در گوشش#11گر فراموش کردیش نفسی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 8 از «حکایت» است.سطر پیشینگفت ظالم کسیست بدروزی→سطر بعدیکند از غافلی فراموشش←