مصرع دوم · شماره 20بروی روز و شب یمین و شمالشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.17زانکه از حرف لا همی به آله#18کس نداند که چند باشد راه#19راه تا با خودی هزاران سال#20بروی روز و شب یمین و شمالانتخابشده21پس به آخر چو چشم باز کنی#22کار بر خویشتن دراز کنی#23خویشتن بینی از نهاد و قیاس#دربارهٔ این سطرسطر شماره 20 از «حکایت» است.سطر پیشینراه تا با خودی هزاران سال→سطر بعدیپس به آخر چو چشم باز کنی←