مصرع دوم · شماره 6که ازو عقل و جان و تن سوزندشاعرسناییاثرفی الشوققالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3آفرینش چو گشت زندانش#4پس خلاصی طلب کند جانش#5آتشیش از درون برافروزند#6که ازو عقل و جان و تن سوزندانتخابشده7تا که خود یار عشق خودبین است#8بوته توبه از پی این است#9هرکه را کوی عشق او تازه ست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «فی الشوق» است.سطر پیشینآتشیش از درون برافروزند→سطر بعدیتا که خود یار عشق خودبین است←