مصرع دوم · شماره 6کشتزاری و پیر برزگریشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3برنشسته بد او به باد صبا#4سوی مشرق شد او ز جابلسا#5دید در راه ناگه آب خوری#6کشتزاری و پیر برزگریانتخابشده7کشت می کرد و نرم می تندید#8گاه بگریست و گاه می خندید#9شد سلیمان بدو سلامش کرد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «حکایت» است.سطر پیشیندید در راه ناگه آب خوری→سطر بعدیکشت می کرد و نرم می تندید←