مصرع نخست · شماره 7کشت می کرد و نرم می تندیدشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4سوی مشرق شد او ز جابلسا#5دید در راه ناگه آب خوری#6کشتزاری و پیر برزگری#7کشت می کرد و نرم می تندیدانتخابشده8گاه بگریست و گاه می خندید#9شد سلیمان بدو سلامش کرد#10پیر کان دید احترامش کرد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «حکایت» است.سطر پیشینکشتزاری و پیر برزگری→سطر بعدیگاه بگریست و گاه می خندید←