مصرع نخست · شماره 13گفت ای پیر من سلیمانمشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.10پیر کان دید احترامش کرد#11گفت هی کیستی که دل شادی#12برنشسته به مرکب بادی#13گفت ای پیر من سلیمانمانتخابشده14هر دو هستم نبی و سلطانم#15زیر امر منست ملک زمین#16پری و دیو بر یسار و یمین#دربارهٔ این سطرسطر شماره 13 از «حکایت» است.سطر پیشینبرنشسته به مرکب بادی→سطر بعدیهر دو هستم نبی و سلطانم←