مصرع دوم · شماره 14هر دو هستم نبی و سلطانمشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.11گفت هی کیستی که دل شادی#12برنشسته به مرکب بادی#13گفت ای پیر من سلیمانم#14هر دو هستم نبی و سلطانمانتخابشده15زیر امر منست ملک زمین#16پری و دیو بر یسار و یمین#17ملکم ای پیر مرز بی لافست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 14 از «حکایت» است.سطر پیشینگفت ای پیر من سلیمانم→سطر بعدیزیر امر منست ملک زمین←