مصرع نخست · شماره 21آن یکی پای او چو پای تو بودشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.18تو چه دانی که رنج جانش نیست#19بشنو از من تو این سخن به درست#20هان و هان تا نگیری این را سست#21آن یکی پای او چو پای تو بودانتخابشده22ایزد از من شود بدان خشنود#23که کنم پای تو چو پایش خرد#24خون شحنه به تن درون بفسرد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 21 از «حکایت» است.سطر پیشینهان و هان تا نگیری این را سست→سطر بعدیایزد از من شود بدان خشنود←