مصرع نخست · شماره 25گرز انداخت ناگهان از دستشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.22ایزد از من شود بدان خشنود#23که کنم پای تو چو پایش خرد#24خون شحنه به تن درون بفسرد#25گرز انداخت ناگهان از دستانتخابشده26شحنه را هر دو پای خرد شکست#27برگرفتند شحنه را از جای#28در سر دست خویش کرده دو پای#دربارهٔ این سطرسطر شماره 25 از «حکایت» است.سطر پیشینخون شحنه به تن درون بفسرد→سطر بعدیشحنه را هر دو پای خرد شکست←