مصرع نخست · شماره 11اندرین حال عارفی زنگیشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.8خون همشیره را حلال چو شیر#9اندر آن شهر چشم سر کم دید#10سگ مرده که مردم آن نخرید#11اندرین حال عارفی زنگیانتخابشده12نزدم آمد ز روی دل تنگی#13گفت مردم همی خورد مردم#14تو دعایی بک که من کردم#دربارهٔ این سطرسطر شماره 11 از «حکایت» است.سطر پیشینسگ مرده که مردم آن نخرید→سطر بعدینزدم آمد ز روی دل تنگی←