مصرع نخست · شماره 3گفت با دست از این مباش حزینشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1آن شنیدی که رفت نادانی#2به عیادت به درد دندانی#3گفت با دست از این مباش حزینانتخابشده4گفت آری ولیک سوی تو این#5باد باشد چو بی خبر باشی#6آب و آتش چو خاک برپاشی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 3 از «حکایت» است.سطر پیشینبه عیادت به درد دندانی→سطر بعدیگفت آری ولیک سوی تو این←