مصرع نخست · شماره 5باد باشد چو بی خبر باشیشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.2به عیادت به درد دندانی#3گفت با دست از این مباش حزین#4گفت آری ولیک سوی تو این#5باد باشد چو بی خبر باشیانتخابشده6آب و آتش چو خاک برپاشی#7بر من این درد کوه پولادست#8چون تو زین فارغی ترا بادست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 5 از «حکایت» است.سطر پیشینگفت آری ولیک سوی تو این→سطر بعدیآب و آتش چو خاک برپاشی←