مصرع دوم · شماره 38زاب جان روی دل همی شویدشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.35بلکه مرد سخن به هر جایی#36چون زنان کم جهد به هر پایی#37جان گوینده چون نکو گوید#38زاب جان روی دل همی شویدانتخابشده39بیشه نظم را چو شیر بود#40جان نه زین چار طبع چیر بود#41خود مرا نیست بی تو زهره و بس#دربارهٔ این سطرسطر شماره 38 از «حکایت» است.سطر پیشینجان گوینده چون نکو گوید→سطر بعدیبیشه نظم را چو شیر بود←