مصرع نخست · شماره 39بیشه نظم را چو شیر بودشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.36چون زنان کم جهد به هر پایی#37جان گوینده چون نکو گوید#38زاب جان روی دل همی شوید#39بیشه نظم را چو شیر بودانتخابشده40جان نه زین چار طبع چیر بود#41خود مرا نیست بی تو زهره و بس#42خیره رویی و بی خودی چو مگس#دربارهٔ این سطرسطر شماره 39 از «حکایت» است.سطر پیشینزاب جان روی دل همی شوید→سطر بعدیجان نه زین چار طبع چیر بود←