مصرع نخستِ میانی · شماره 1
و آن چه گفتم که: «من از خداوندتعالی توفیق واستعانت خواهم»، مراد آن بود که بنده راناصر، به جز خداوند نباشد که وی را بر خیرات نصرت کند و توفیق زیادت دهدش و حقیقت توفیق، «موافقت تایید خداوند بود بافعل بنده اندر اعمال صواب.» و کتاب و سنت بر وجود صحت توفیق ناطقه است و امت مجتمع، به جز گروهی از معتزله و قدریان که لفظ توفیق را از کل معانی خالی گویند. و گروهی از مشایخ طریقت گفته اند که: «التوفیق هو القدره علی الطاعه عند الاستعمال.» چون بنده خداوند را مطیع باشد، از خداوند بدو نیرو زیادت بود و قوت افزون از آن چه پیش از آن بوده باشد.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
و آن چه گفتم که: «من از خداوندتعالی توفیق واستعانت خواهم»، مراد آن بود که بنده راناصر، به جز خداوند نباشد که وی را بر خیرات نصرت کند و توفیق زیادت دهدش و حقیقت توفیق، «موافقت تایید خداوند بود بافعل بنده اندر اعمال صواب.» و کتاب و سنت بر وجود صحت توفیق ناطقه است و امت مجتمع، به جز گروهی از معتزله و قدریان که لفظ توفیق را از کل معانی خالی گویند. و گروهی از مشایخ طریقت گفته اند که: «التوفیق هو القدره علی الطاعه عند الاستعمال.» چون بنده خداوند را مطیع باشد، از خداوند بدو نیرو زیادت بود و قوت افزون از آن چه پیش از آن بوده باشد.
انتخابشده - 2
و در جمله، حالا بعد حال، آن چه می باشد از سکون و حرکات بنده، جمله فعل و خلق خدای است، تعالی. پس آن قوتی را که بنده بدان طاعت کند توفیق خوانند و این کتاب جایگاه این مساله نیست؛ که مراد از این چیزی دیگر است.
# - 3
و بازگشتم به سر مقصود تو، ان شاء الله، عز و جل. و پیش از آن که بر سر سخن شوم، نخست سوال تو را بعینه بیارم، و از آن جا به ابتدای کتاب پیوندم. و بالله التوفیق.
# - 4
***
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 1 از «فصل» است.