نثر · شماره 6
مرتعش رحمه الله علیه گوید: «التصوف حسن الخلق.»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 3
تصوف بجمله آداب است؛ که هر وقتی و مقامی و حالی را ادبی بود، که هر که ملازمت آداب اوقات کند به درجت مردان رسد و هرکه آداب ضایع کند او دور باشد از پندار به نزدیکی و مردود باشد از گمان بردن به قبول حق.
# - 4
و بدین معنی قریب است ابوالحسن نوری رحمه الله علیه که گوید: «لیس التصوف رسوما ولاعلوما ولکنه اخلاق.»
# - 5
تصوف رسوم و علوم نیست ولیکن اخلاق است؛ یعنی اگر رسوم بودی به مجاهدت حاصل شدی و اگر علوم بودی به تعلم به دست آمدی؛ لیکن اخلاق است، تا حکم آن از خود اندر نخواهی و معاملت آن با خود درست نکنی و انصاف آن از خود ندهی حاصل نگردد. و فرق میان رسوم و اخلاق آن است که رسوم فعلی بود به تکلف و اسباب؛ چنان که ظاهر به خلاف باطن بود، فعلی از معنی خالی و اخلاق فعلی بود محمود بی تکلف و اسباب، ظاهر موافق باطن از دعوی خالی.
# - 6
مرتعش رحمه الله علیه گوید: «التصوف حسن الخلق.»
انتخابشده - 7
تصوف خلق نیکوست؛ و این بر سه گونه باشد: یکی با حق، به گزاردن اوامر حق بی ریا و دیگر با خلق به حفظ حرمت مهتران و شفقت بر کهتران و انصاف همجنسان و از جمله انصاف و عوض ناطلبیدن و سدیگر با خود، به متابعت هوی و شیطان ناکردن. هرکه اندر این سه معنی خود را درست کند از نیکخویان باشد، و این که یاد کردیم موافق است با آن که از عایشۀ صدیقه رضی الله عنها پرسیدند که: «ما را خبرده از خلق پیغمبر، علیه السلام.» گفت: «از قرآن برخوان کما قال الله، تعالی: خذ العفو وامر بالعرف واعرض عن الجاهلین (۱۹۹/الاعراف).»
# - 8
و هم مرتعش رحمه الله علیه گوید: «هذا مذهب کله جد، فلاتخلطوه بشء من الهزل.»
# - 9
این مذهب تصوف همه جد است مر آن را به هزل میامیزید و اندر معاملت مترسمان میاویزید و از اهل تقلید بدان بگریزید.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 6 از «فصل» است.