مصرع نخستِ میانی · شماره 8
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 5
همان شب وی را به خواب دیدند گفتند: «خدای عز و جل با توچه کرد؟» گفت، رحمهالله علیه: «لاتسالنی عن هذا، ولیکن استرحت من دنیاکم. مرا از این مپرسید، ولیکن از دنیای شما برستم.»
# - 6
و ازوی می آید که گفت، اندر مجلس خود: «شرح صدور المتقین بنور الیقین و کشف بصائر الموقنین بنور حقائق الایمان.»
# - 7
متقی را از یقین چاره نیست؛ که دلش به نور یقین مشرح است و موقن را از حقایق ایمان چاره نیست؛ که بصایر عقل وی به نور ایمان روشن است. پس هرجای که ایمان بود یقین بود و هر جای که یقین بود تقوی بود؛ از آن چه ایشان قرینۀ یکدیگرند یکی تابع دیگری بود. والله اعلم.
# - 8
انتخابشده
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 8 از «۴۶- ابوالحسن محمدبن اسماعیل، خیر النساج، رضی الله عنه» است.