مصرع نخستِ میانی · شماره 15
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 12
اما من گروهی دیدم از ملاحدۀ بغداد و نواحی آن خذلهم الله که دعوی تولا بدو داشتند و کلام وی را حجت زندقۀ خود ساخته بودند واسم حلاجی بر خود نهاده و اندر امر وی غلو می کردند؛ چون روافضه اندر تولای علی، رضی الله عنه. اندر رد کلمات ایشان بابی بیارم اندر فرق فرق، ان شاء الله عز و جل.
# - 13
و در جمله بدان که کلام وی اقتدا را نشاید؛ از آن چه مغلوب بوده است اندر حال خود نه متمکن، و کلام متمکنی باید تا بدان اقتدا توان کرد. پس عزیز است وی بر دل من بحمدالله اما بر هیچ اصل طریقش مستقیم نیست و بر هیچ محل حالش مقررنه، و اندر احوالش فتنۀ بسیار است.و مرا اندر ابتدای نمودهای خود از وی قوت ها بوده است، به معنی براهین، و پیش از این در شرح کلام وی کتابی ساخته ام به دلایل و حجج علو کلام و صحت حالش ثابت کرده و اندر کتابی که کرده ام به جز آن کتاب منهاج نام ابتدا و انتهاش یاد کرده ام، این جا این مقدار نیز بیاوردم. پس طریقی را که به چندین احتراز اصل آن را ثابت باید کرد، چرا بدان تعلق و اقتدا کنند؟ اما هوی را هرگز با راستی موافقت نباشد، پیوسته چیزی می جوید از طریق اعوجاج تا اندر آن آویزد.
# - 14
از وی می آید که گفت، رضی الله عنه: «الالسنه مستنطقات تحت نطقها مستهلکات.» یعنی زبان های گویا هلاک دل های خاموش است. این عبارات جمله آفت است و اندر حقیقت معنی هذر باشد. چون معنی حاصل بود به عبارت مفقود نگردد. چون معنی مفقود بود به عبارت موجود نگردد، سوای آن که اندر آن پنداشتی پدیدار آید و طالب را هلاک کند تا وی عبارت را پندارد که معنی است. والله اعلم.
# - 15
انتخابشده
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 15 از «۵۳- ابوالمغیث الحسین بن منصور الحلاج، رضی الله عنه» است.