نثر · شماره 5
از وی همی آید که: روزی به بازار اندر آمد. قومی گفتند: «هذا مجنون.» وی گفت، رضی الله عنه: «انا عندکم مجنون و انتم عندی اصحاء، فزاد الله فی جنونی وزاد فی صحتکم.»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 2
از بزرگان و مذکوران مشایخ بود. روزگاری مهذب و وقتی مطیب داشت با حق تعالی. و وی را اشارات لطیف است و ستوده؛ کما قال واحد من المشایخ المتاخرین: «ثلاثه من عجائب الدنیا: اشارات الشبلی، و نکت المرتعش، و حکایات جعفر.»
# - 3
وی از کبار قوم و سادات اهل طریقت بود. ابتدا پسر حاجب الحجاب خلیفه بود. اندر مجلس خیر النساج رحمه الله توبه کرد؛ و تعلق ارادت به جنید کرد و بسیاری از مشایخ را دیده بود.
# - 4
از وی می آید که گفت در معنی قول خدای، عز وجل، قل للمومنین یغضوا من ابصارهم (۳۰/النور):«ای ابصار الرووس عن المحارم و ابصار القلوب عما سوی الله.» بگو مر مومنان را تا چشم سر نگاه دارند از نظر به شهوت، و چشم دل نگاه دارند از انواع فکرت به جز اندیشۀ رویت. پس متابعت شهوت و ملاحظۀ محارم از غفلت است و مصیبت مهین مر اهل غفلت را آن است که از عیوب خود جاهل باشند. و آن که این جا جاهل بود آن جا جاهل بود؛ لقوله، تعالی: «من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخره اعمی (۷۲/الاسراء).» و به حقیقت تا حق تعالی ارادت شهوت از دل کسی پاک نکند، چشم سر از غوامض آن محفوظ نگردد و تا ارادت خود اندر دل کسی اثبات نکند، چشم سر از نظر به غیر محفوظ نگردد.
# - 5
از وی همی آید که: روزی به بازار اندر آمد. قومی گفتند: «هذا مجنون.» وی گفت، رضی الله عنه: «انا عندکم مجنون و انتم عندی اصحاء، فزاد الله فی جنونی وزاد فی صحتکم.»
انتخابشده - 6
من به نزدیک شما دیوانه ام و شما به نزدیک من هشیار. جنون من از شدت محبت است و صحت شما از غایت غفلت.پس خداوند اندر دیوانگی من زیادت کناد تا قربم در قرب زیادت شود و در هشیاری شما زیادت کناد تا بعدتان بر بعد زیادت گردد.
# - 7
و این قول از غیرت بود؛ که تا خود چرا کسی اندر آن درجه باشد که دوستی را از دیوانگی فرق نکند. والله اعلم.
# - 8
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 5 از «۵۷- ابوبکر دلف بن جحدر الشبلی، رضی الله عنه» است.