نثر · شماره 7
و این قول از غیرت بود؛ که تا خود چرا کسی اندر آن درجه باشد که دوستی را از دیوانگی فرق نکند. والله اعلم.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 4
از وی می آید که گفت در معنی قول خدای، عز وجل، قل للمومنین یغضوا من ابصارهم (۳۰/النور):«ای ابصار الرووس عن المحارم و ابصار القلوب عما سوی الله.» بگو مر مومنان را تا چشم سر نگاه دارند از نظر به شهوت، و چشم دل نگاه دارند از انواع فکرت به جز اندیشۀ رویت. پس متابعت شهوت و ملاحظۀ محارم از غفلت است و مصیبت مهین مر اهل غفلت را آن است که از عیوب خود جاهل باشند. و آن که این جا جاهل بود آن جا جاهل بود؛ لقوله، تعالی: «من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخره اعمی (۷۲/الاسراء).» و به حقیقت تا حق تعالی ارادت شهوت از دل کسی پاک نکند، چشم سر از غوامض آن محفوظ نگردد و تا ارادت خود اندر دل کسی اثبات نکند، چشم سر از نظر به غیر محفوظ نگردد.
# - 5
از وی همی آید که: روزی به بازار اندر آمد. قومی گفتند: «هذا مجنون.» وی گفت، رضی الله عنه: «انا عندکم مجنون و انتم عندی اصحاء، فزاد الله فی جنونی وزاد فی صحتکم.»
# - 6
من به نزدیک شما دیوانه ام و شما به نزدیک من هشیار. جنون من از شدت محبت است و صحت شما از غایت غفلت.پس خداوند اندر دیوانگی من زیادت کناد تا قربم در قرب زیادت شود و در هشیاری شما زیادت کناد تا بعدتان بر بعد زیادت گردد.
# - 7
و این قول از غیرت بود؛ که تا خود چرا کسی اندر آن درجه باشد که دوستی را از دیوانگی فرق نکند. والله اعلم.
انتخابشده - 8
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 7 از «۵۷- ابوبکر دلف بن جحدر الشبلی، رضی الله عنه» است.