کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 5

:«درویشی به نزدیک من دوست تر از توانگری و بیماری دوست تر از تندرستی.» حسین رضی الله عنه گفت: «رحمت خدای بر بوذر باد، اما من گویم: هرکه را بر حسن اختیار خدای اشراف افتد هیچ تمنا نکند؛ به جز آن که حق تعالی وی را اختیار کرده باشد.»

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 2

    اما بدان که کتاب و سنت به ذکر رضا ناطق است و امت بر آن مجتمع اند؛ لقوله، تعالی: «رضی الله عنهم و رضوا عنه (۱۱۹/المائده)»؛ و قوله، تعالی: «لقد رضی الله عن المومنین اذ یبعایعونک تحت الشجره (۱۸/الفتح)»، و قوله، علیه السلام: «ذاق طعم الایمان من قد رضی بالله ربا.»

    #
  2. 3

    و رضا بر دو گونه باشد: یکی رضای خداوند از بنده، و دیگر رضای بنده از خداوند، تعالی و تقدس. اما حقیقت رضای خداوند عز و جل ارادت ثواب و نعمت و کرامت بنده باشد و حقیقت رضای بنده اقامت بر فرمان های وی و گردن نهادن مر احکام وی را. پس رضای خداوند تعالی مقدم است بر رضای بنده؛ که تا توفیق وی جل جلاله نباشد، بنده مر حکم ورا گردن ننهد و بر مراد وی تعالی و تقدس اقامت نکند؛ از آن که رضای بنده مقرون به رضای خداوند استعز و جل و قیامش بدان است. و در جمله رضای بنده استوای دل وی باشد بر دو طرف قضا: اما منع، و اما عطا و استقامت سرش بر نظارۀ احوال: اما جلال و اما جمال؛ چنان که اگر به منع واقف شود و یا به عطا سابق شود به نزدیک رضای وی متساوی باشد و اگر به آتش هیبت و جلال حق بسوزد و یا به نور لطف و جمال وی بفروزد، سوختن و فروختن به نزدیک دلش یکسان شود؛ از آن چه وی را شاهد، حق است و آن چه ازوی بود وی را همه نیکو بود، اگر به قضای وی رضا دارد.

    #
  3. 4

    و از امیرالمومنین حسین بن علی رضی الله عنه، و کرم وجهه پرسیدند از قول بوذر غفاری رضی الله عنه که گفت: «الفقر الی احب من الغنی و السقم احب من الصحه.» فقال: «رحم الله اباذر، اما انا فاقول: من اشرف علی حسن اختیار الله لم یتمن الا ما اختار الله له.»

    #
  4. 5

    :«درویشی به نزدیک من دوست تر از توانگری و بیماری دوست تر از تندرستی.» حسین رضی الله عنه گفت: «رحمت خدای بر بوذر باد، اما من گویم: هرکه را بر حسن اختیار خدای اشراف افتد هیچ تمنا نکند؛ به جز آن که حق تعالی وی را اختیار کرده باشد.»

    انتخاب‌شده
  5. 6

    و چون بنده اختیار حق بدید و از اختیار خود اعراض کرد، از همه اندوهان برست و این اندر غیبت درست نیاید؛ که این را حضور باید؛ «لان الرضا للاحزان نافیه و للغفله معافیه.» رضا مرد را از اندوهان برهاند و از چنگ غفلت برباید و اندیشۀ غیر از دل بزداید و از بند مشقت ها آزاد گرداند؛ که رضا را صفت رهانیدن است. اما حقیقت معاملات رضا بسنده کاری بنده باشد به علم خداوند عز و جل و اعتقاد وی که خداوند تعالی در همه احوال بدون بیناست، و اهل این بر چهار قسمت اند:

    #
  6. 7

    گروهی آنان که از حق تعالی راضی اند به عطا و آن معرفت است.

    #
  7. 8

    و گروهی آنان که راضی اند به نعما، و آن دنیاست.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 5 از «الکلام فی حقیقه الرضا» است.