نثر · شماره 9
و گروهی آنان که راضی اند به بلا، و آن محن گوناگون است.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
و چون بنده اختیار حق بدید و از اختیار خود اعراض کرد، از همه اندوهان برست و این اندر غیبت درست نیاید؛ که این را حضور باید؛ «لان الرضا للاحزان نافیه و للغفله معافیه.» رضا مرد را از اندوهان برهاند و از چنگ غفلت برباید و اندیشۀ غیر از دل بزداید و از بند مشقت ها آزاد گرداند؛ که رضا را صفت رهانیدن است. اما حقیقت معاملات رضا بسنده کاری بنده باشد به علم خداوند عز و جل و اعتقاد وی که خداوند تعالی در همه احوال بدون بیناست، و اهل این بر چهار قسمت اند:
# - 7
گروهی آنان که از حق تعالی راضی اند به عطا و آن معرفت است.
# - 8
و گروهی آنان که راضی اند به نعما، و آن دنیاست.
# - 9
و گروهی آنان که راضی اند به بلا، و آن محن گوناگون است.
انتخابشده - 10
و گروهی آنان که راضی اند به اصطفا، و آن محبت است.
# - 11
پس آن که از معطی به عطا نگرد آن را به جان قبول کند و چون قبول کرد کلفت و مشقت از دل زایل شود، و آن که از عطا به معطی نگرد به عطا باز ماند و بتکلف راه رضا رود و اندر تکلف جمله رنج و مشقت بود. و معرفت آنگاه حقیقت بود که بنده مکاشف بود اندر حق معرفت، چون معرفت ورا حبس و حجاب باشد آن معرفت نکرت بود وآن نعمت نقمت و آن عطا غطا.
# - 12
و باز آنکه به دنیا از وی راضی شود، وی اندر هلاک و خسران بود و آن رضای وی بجمله نیران بود؛ از آن چه دنیا، باسرها، بدان نیرزد که دوستی خاطر بر آن گمارد و یا هیچ گونه اندوه آن بر دلش گذر کند، و نعمت آن نعمت بود که به منعم دلیل بود، چون از منعم حجاب باشد آن نعمت بلا بود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «الکلام فی حقیقه الرضا» است.