نثر · شماره 16
و صحو نیز بر دو گونه است: یکی صحو به غفلت، و دیگر اقامت بر محبت.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 13
و از ابویزید رضی الله عنه حکایتی آرند مقلوب، و آن آن است که: یحیی ابن معاذ رضی الله عنه بدو نامه ای نبشت که: «چه گویی اندر کسی که به یک قطره از بحر محبت مست گردد؟» بایزید رضی الله عنه جواب نبشت که: «چه گویی در کسی که جملۀ دریاهای عالم، شربت محبت گردد همه را درآشامد و هنوز از تشنگی می خروشد؟»
# - 14
و مردمان را صورت بندد که یحیی از سکر عبارت کرده است و بایزید از صحو، و برخلاف این است؛ که صاحب صحو آن باشد که طاقت قطره ای ندارد و صاحب سکر آن که به مستی همه بخورد و هنوز دیگرش باید؛ از آن چه شرب آلت سکر باشد، جنس به جنس اولی تر و صحو به ضد آن باشد با مشرب نیارامد.
# - 15
اما سکر بر دو گونه باشد: یکی به شراب مودت ودیگر به کاس محبت و سکر مودتی معلول باشد؛ که تولد آن از رویت نعمت بود و سکر محبتی بی علت بود؛ که تولد آن از رویت منعم بود. پس هرکه نعمت بیند، بر خود بیند خود را دیده باشد و هر که منعم بیند به وی بیند، خود را ندیده باشد، اگرچه اندر سکر باشد سکرش صحو باشد.
# - 16
و صحو نیز بر دو گونه است: یکی صحو به غفلت، و دیگر اقامت بر محبت.
انتخابشده - 17
و صحوی که غفلتی بود آن حجاب اعظم بود و صحوی که محبتی بود آن کشف ابین بود. پس آن که مقرون غفلت بود اگرچه صحو باشد سکر بود و آن که موصول محبت بود اگرچه سکر بود صحو باشد. چون اصل مستحکم بود صحو چون سکر بود و سکر چون صحو و چون بی اصل بود همچنان.
# - 18
و فی الجلمه صحو سکر اندر قدمگاه مردان به علت اختلاف معلول باشد، و چون سلطان حقیقت روی بنماید، صحو و سکر هر دو طفیلی نماید؛ از آن چه اطراف این هردو معانی به یک دیگر موصول است و نهایت یکی بدایت دیگر یک باشد ونهایت و بدایت جز اندر تفاریق صورت نگیرد و آن چه نسبت آن به تفرقه باشد،اندر حکم متساوی باشد و جمع نفی تفاریق بود. و اندر این معنی گوید:
# - 19
اذا طلع الصباح بنجم راح
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 16 از «الکلام فی السکر و الصحو» است.