مصرع نخست · شماره 19
اذا طلع الصباح بنجم راح
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 16
و صحو نیز بر دو گونه است: یکی صحو به غفلت، و دیگر اقامت بر محبت.
# - 17
و صحوی که غفلتی بود آن حجاب اعظم بود و صحوی که محبتی بود آن کشف ابین بود. پس آن که مقرون غفلت بود اگرچه صحو باشد سکر بود و آن که موصول محبت بود اگرچه سکر بود صحو باشد. چون اصل مستحکم بود صحو چون سکر بود و سکر چون صحو و چون بی اصل بود همچنان.
# - 18
و فی الجلمه صحو سکر اندر قدمگاه مردان به علت اختلاف معلول باشد، و چون سلطان حقیقت روی بنماید، صحو و سکر هر دو طفیلی نماید؛ از آن چه اطراف این هردو معانی به یک دیگر موصول است و نهایت یکی بدایت دیگر یک باشد ونهایت و بدایت جز اندر تفاریق صورت نگیرد و آن چه نسبت آن به تفرقه باشد،اندر حکم متساوی باشد و جمع نفی تفاریق بود. و اندر این معنی گوید:
# - 19
اذا طلع الصباح بنجم راح
انتخابشده - 20
تساوی فیه سکران وصاح
# - 21
و اندر سرخس دو پیر بودند: یکی لقمان و دیگر ابوالفضل حسن، رحمه الله علیهما. روزی لقمان به نزدیک ابوالفضل اندر آمد، وی را یافت جزوی اندر دست. گفت: «یا اباالفضل، اندر جزو چه جویی؟» گفت: «همان که تو اندر ترک وی.» گفت: «پس خلاف چراست؟» گفتا: «خلاف تو می بینی که از من می بپرسی که چه می جویی. از مستی هشیار شو و از هشیاری بیزار گرد، تا خلاف برخیزدت، بدانی که من و تو چه می طلبیم.»
# - 22
پس طیفوریان را با جنیدیان این مقدار خلاف رود که یاد کردیم، و اندر معاملات، مطلق، مذهب وی ترک صحبت و اختیار عزلت بود و مریدان را جمله این فرماید و این طریقی محمود و سیرتی ستوده است اگر به سر شود. و هواعلم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 19 از «الکلام فی السکر و الصحو» است.