مصرع دوم · شماره 2
و نزول این آیت اندر فقرای صحابه بوده است بر خصوص و حقیقت ایثار آن بود که اندر صحبت، حق صاحب نگاه دارد و نصیب خود اندر نصیب وی فرو گذارد و رنج بر خود نهد از برای راحت صاحب خود؛ «لان الایثار القیام بمعاونه الاغیار مع الستعمال ما امر الجبار لرسوله المختار، حیث قال: خذ العفو و امر بالعرف و اعرض عن الجاهلین (۱۹۹/الاعراف).»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
قال الله، تعالی: «ویوثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصه (۹/الحشر). ایثار کنند اگرچه بدان حاجتمند باشند.»
# - 2
و نزول این آیت اندر فقرای صحابه بوده است بر خصوص و حقیقت ایثار آن بود که اندر صحبت، حق صاحب نگاه دارد و نصیب خود اندر نصیب وی فرو گذارد و رنج بر خود نهد از برای راحت صاحب خود؛ «لان الایثار القیام بمعاونه الاغیار مع الستعمال ما امر الجبار لرسوله المختار، حیث قال: خذ العفو و امر بالعرف و اعرض عن الجاهلین (۱۹۹/الاعراف).»
انتخابشده - 3
و این مشرح تر اندر باب آداب الصحبه بیاید.
# - 4
اما مراد این جا ایثار است و آن بر دو گونه باشد: یکی در صحبت، چنین که ذکرش گذشت و دیگر اندر محبت و اندر ایثار حق صاحب نوعی از رنج و کلفت است؛ اما اندر ایثار حق دوست همه روح و راحت است.
# - 5
و اندر حکایات مشهور است که: چون غلام الخلیل با این طایفه عداوت خود ظاهر کرد و با هر یک دیگرگونه خصومتی پیش گرفت، نوری و رقام و بوحمزه را بگرفتند و به دارالخلافه بردند. غلام الخلیل گفت: «این قومی اند که از زنادقه اند. اگر امیرالمومنین به کشتن ایشان فرمان دهد اصل زنادقه متلاشی شود؛ که سر همه این گروه اند و اگر این خیر بر دست وی برآید، من او را ضامنم به مزدی بزرگ.» خلیفه در وقت بفرمود که گردن های ایشان بزنند. سیاف بیامد و آن هر سه را دست بر بست. چون قصد قتل رقام کرد، نوری برخاست و به جایگاه رقام بر دستگاه سیاف بنشست، به طربی و طوعی تمام. مردمان عجب داشتند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 2 از «الکلام فی حقیقه الایثار» است.