کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 3

و این مشرح تر اندر باب آداب الصحبه بیاید.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    قال الله، تعالی: «ویوثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصه (۹/الحشر). ایثار کنند اگرچه بدان حاجتمند باشند.»

    #
  2. 2

    و نزول این آیت اندر فقرای صحابه بوده است بر خصوص و حقیقت ایثار آن بود که اندر صحبت، حق صاحب نگاه دارد و نصیب خود اندر نصیب وی فرو گذارد و رنج بر خود نهد از برای راحت صاحب خود؛ «لان الایثار القیام بمعاونه الاغیار مع الستعمال ما امر الجبار لرسوله المختار، حیث قال: خذ العفو و امر بالعرف و اعرض عن الجاهلین (۱۹۹/الاعراف).»

    #
  3. 3

    و این مشرح تر اندر باب آداب الصحبه بیاید.

    انتخاب‌شده
  4. 4

    اما مراد این جا ایثار است و آن بر دو گونه باشد: یکی در صحبت، چنین که ذکرش گذشت و دیگر اندر محبت و اندر ایثار حق صاحب نوعی از رنج و کلفت است؛ اما اندر ایثار حق دوست همه روح و راحت است.

    #
  5. 5

    و اندر حکایات مشهور است که: چون غلام الخلیل با این طایفه عداوت خود ظاهر کرد و با هر یک دیگرگونه خصومتی پیش گرفت، نوری و رقام و بوحمزه را بگرفتند و به دارالخلافه بردند. غلام الخلیل گفت: «این قومی اند که از زنادقه اند. اگر امیرالمومنین به کشتن ایشان فرمان دهد اصل زنادقه متلاشی شود؛ که سر همه این گروه اند و اگر این خیر بر دست وی برآید، من او را ضامنم به مزدی بزرگ.» خلیفه در وقت بفرمود که گردن های ایشان بزنند. سیاف بیامد و آن هر سه را دست بر بست. چون قصد قتل رقام کرد، نوری برخاست و به جایگاه رقام بر دستگاه سیاف بنشست، به طربی و طوعی تمام. مردمان عجب داشتند.

    #
  6. 6

    سیاف گفت: «ای جوانمرد، این شمشیر چنان چیزی مرغوب نیست که بدین رغبت پیش این آیند که تو آمدی، و هنوز نوبت به تو نرسیده است.»

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 3 از «الکلام فی حقیقه الایثار» است.