کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 21

غبت عنی فما احس بنفسی

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 18

    و اصل این طریقت این است؛ چنان که یکی به نزدیک رویم امد که: «مرا وصیتی کن.» بگفت: «یا بنی، لیس هذا الامر غیر بذل الروح ان قدرت علی ذلک و الا فلا تشتغل بترهات الصوفیه. این امر به جز بذل جان نیست اگر توانی و الا به ترهات صوفیان مشغول مشو.»

    #
  2. 19

    و هرچه جز این است همه ترهات است، و خداوند جل جلاله گفت، عز من قائل: «ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم (۱۶۹/آل عمران)»، و قوله تعالی: «ولاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء (۱۵۴/البقره).»

    #
  3. 20

    پس حیات ابدی اندر قربت سرمدی به بذل روح یابند، و ترک نصیب خود اندر فرمان وی و متابعت دوستانش. اما ایثار و اختیار جمله اندر رویت تفرقه باشد و اندر عین جمع ایثار، که ترک نصیب است خود اصل نصیب بود و تا روش طالب متعلق به کسب وی بود، همه هلاک وی بود و چون جذب حق ولایت خود ظاهر کرد، احوال وی جمله بر هم بشولید، وی را عبارت نماند و روزگارش را اسم نه،تا کسی وی را نامی نهد و یا از وی عبارتی کند و یا چیزی را بدو حوالتی رود؛ چنان که شبلی گوید، رحمه الله علیه:

    #
  4. 21

    غبت عنی فما احس بنفسی

    انتخاب‌شده
  5. 22

    وتلاشت صفاتی الموصوفه

    #
  6. 23

    فانا الیوم غائب عن جمیع

    #
  7. 24

    لیس الا العباره الملهوفه

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 21 از «الکلام فی حقیقه الایثار» است.